«
نامه ای به سید علی خامنه ای از سال ها پیش »
آقای خامنه ای ، سالها پیش بود که در مجلس خبرگان رهبری با
نمایش تحسین برانگیز آقای رفسنجانی رهبر جمهوری اسلامی ایران شدید.سالها پیش بود
که برای اولین بار به خودم جرات دادم تا درآن زمان پر ا ضطراب برای شما نامه ای
بنویسم و از جور و جفایی که بر من و خانواده ام رفته بود چیزی بگویم ، که اینک
پاره ای از آن را و آنچه بعد از ارسال این نامه برایم رقم خورد را مینویسم تا شاید
گواهی باشد بر چگونه بنا شدن و پا گرفتن کرسی رهبری شما در امتداد آنچه پیش ازشما
هم بوده.
" بسمه تعالی "
با سلام و عرض تسلیت رحلت آیت ا... عظما روح ا...موسوی خمینی و عرض
به مناسبت برای انتخاب شما به مقام رهبری انقلاب اسلامی ، و عرض پوزش از شاید نا
به هنگام بودن تحریرو ارسال این نامه ، امیدوارم در فرصت مقتضی بذل توجهی به نکته
هایی که در پی میاید بنمایید.
اینجانب کارمند اسبق استخدامی اداره بهداشت و درمان شهرستان
خرمشهر در سال هزارو سیصد وپنجاه ویک هستم که در اردیبهشت ماه هزارو سیصد و پنجاه
و نه با اجراء طرح پاکسازی دوائر دولتی از
کارکنانی که معتقد به دین بهائیت بودند بدون هیچگونه حق و حقوقی از اداره مربوطه
اخراج شدم که شروع این دور بد اقبالی و ستم روزگار در تاریخ
29/شهریور /1359 با شروع جنگ و آواره شدن من و خانواده که در آن زمان همسری بود و
دو فرزند ، به شدت خود رسید ، تا جایی که با اندک داشته مالی که تنها امکان تهیه
چند لیتر بنزین را مقدور میکرد خود را به شهرستان شیراز رساندیم تا شاید بستگان
ماوایی باشند برای آوارگی و تنگ دستیمان ، اینک از گفتن این نکته ابایی ندارم
که هر چند عقاید دینی و پافشاری بر حفظ آن باعث اخراج از شغل و نابسمانی
زندگی خانوادگی شد ، اما همان اعتقاد و ایمان دینی پناه امنی شد برایمان در جمع
بستگان و آشنایان ، همان دین و ایمانی که جرم شد و گناهی برای محروم شدن از تمام
حقوق اجتماعی ، حقوق اجتماعی که در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی اینچنین از آن
یاد شده ،اصل سوم - دولت جمهوری
اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم ، همه امکانات خود را
برای امور زیر به کار برد :
1. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان وتقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی .
2. بالابردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
3. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه ، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی .
4. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی ، فنی ، فرهنگی و اسلامی از طریق تاسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان اصل سیزدهم - ایرانیان زرتشتی ، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی برطبق آیین خود عمل می کنند. اصل نوزدهم - مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند این ها سبب امتیاز نخواهد بود.
اصل بیستم - همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند اصل بیست و سوم - تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس رانمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. اصل سی ام - دولت موظف است وسایل آموزش و پروش رایگان رابرای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم ازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد. اصل سی و چهارم - دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید، همه افراد ملت حق دارند این گونه دادگاه ها را در دسترس داشته باشند و هیچ کس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد. اصل سی و ششم - حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل سی و هفتم - اصل ، برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود ، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل سی و هشتم - هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ، اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است .متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
اصل سی و نهم - هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانی یا تبعیدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازات است اصل پنجاه و ششم - حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او ، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است . هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا درخدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند
1. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان وتقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی .
2. بالابردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
3. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه ، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی .
4. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی ، فنی ، فرهنگی و اسلامی از طریق تاسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان اصل سیزدهم - ایرانیان زرتشتی ، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی برطبق آیین خود عمل می کنند. اصل نوزدهم - مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند این ها سبب امتیاز نخواهد بود.
اصل بیستم - همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند اصل بیست و سوم - تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس رانمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. اصل سی ام - دولت موظف است وسایل آموزش و پروش رایگان رابرای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم ازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد. اصل سی و چهارم - دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید، همه افراد ملت حق دارند این گونه دادگاه ها را در دسترس داشته باشند و هیچ کس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد. اصل سی و ششم - حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل سی و هفتم - اصل ، برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود ، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل سی و هشتم - هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ، اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است .متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
اصل سی و نهم - هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانی یا تبعیدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازات است اصل پنجاه و ششم - حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او ، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است . هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا درخدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند
اما این تعریف از
حق برای انسانها و حقوق بشر و شهروندی چیزی بجز محرومیت از آنی هم که بود به همراه نداشت ، محرومیتی که شامل حق تحصیل
فرزندانمان هم شد ، فرزندانی که خدا میداند با چه مرارت و زجری در آن سالها تحصیل
کردند تا آینده ای از این بابت برای خود بسازند و شاید عنصری مفید برای جامعه شوند
، اما آنچه بر سر راه رسیدن به این آرزوها قرار داشت محرومیت از حقوق شهروندی بود
که به استناد ( اصل سیزدهم -
ایرانیان زرتشتی ، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته می شوند که در حدود
قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی برطبق آیین
خود عمل می کنند) قانون اساسی جمهوری اسلامی برای آنها بعنوان یک غیر شهروند
و انسان اسیر در نظر گرفته شده.
آقای خامنه ای اینک سالها ازآن زمان میگذرد که تقریبا یک
ماه بعد از ارسال آن گلایه نامه توسط ماموران وزارت اطلاعات در شیرازو در منزل و
در حضور خانواده با وضعی رقت بار و تماما توهین و کشان کشان بازداشت و قریب به
چهل روز در سلول انفرادی بدون کوچکترین
امکان تماس و اطلاع با خانواده زندانی بودم که در این مدت هم از مرحمت سیلی و
اهانت های ناموسی ماموران اطلاعات بی بهره نبودم تا آنجا که بعد از آزادیم که با
امضاء تعهدنامه ای که بی شباهت به وکالت برای اعدام نبود ، چیزی حدود هشت کیلو از
وزن بدنم را از دست داده بودم.
آقای خامنه ای سالها از آن زمان میگذرد که به اتهام نوشتن
نامه ای کاملا محترمانه و بدون کوچکترین بی احترامی به مقام ولای شما قریب به چهل
روز در نهایت بی پناهی قانونی و حقوق انسانی گرفتار بودم و تنها در پناه ایمانم از
آن ظلمات زنده نجات یافتم. سالها از آن زمان میگذرد که تنها به اتهام تبریک گفتن
به شما در زمان نه چندان با فاصله از مرگ آیت ا... خمینی ، اهانت و تعدی نبود که
تجربه نکنم. سالها از آن زمان میگذرد که همسرم درشرایطی ناامیدانه در پی یافتن
مکان نگهداری من دچار حادثه ای شد که بعد از مدت ها تحمل رنج بر روی ویلچر پیش چشم
فرزندانش جان سپرد.
آقای سید علی خامنه ای سالها ازآن همه ظلم میگذرد و تو
همچنان قدرتمندی و صاحب زور ماموران
گمنامی که هنوز هم با اشاره شما هر جنبده ای را که از آن ناراضی باشید به ناکجا
آبادی میبرند که برای یافتنش جان و مال ها باید فنا شود.آقای خامنه ای رهبر مطلق و
بی رقیب جمهوری اسلامی ، سالهاست از نقض حقوق بشر در کشوری که شما رهبر دینی آن
هستید میگذرد و شما همچنان گوشی برای شنیدن صدای خرد شدن حقوق انسانها در زیر
فرامینتان ندارید و یا شاید هم این صدا و ناله ها همانیست که میخواهید بشنوید ،
آقای خامنه ای ، سالهاست که جامعه بهائیت از حقوق اساسی یک انسان بعنوان شهروند یک
جامعه محرومند و شما تایید کننده ی این محرومیت ها ، شمایی که مدعی رهبری جهان اسلام هستید
شمایی که در یکی از بیانات پر گوهرتان چنین فرمودید
«اَشدّاء علیَ الکُفّارِ رُحَماء بَینَهُم» جریان تکفیری، این دستور صریح پروردگار را
نادیده می گیرد و با تقسیم مسلمانان به «مسلمان و کافر»، آنها را به جان هم می
اندازد ، مستکبران تلاش می کنند برای تحت الشعاع قرار دادن بیداری اسلامی، پیروان
مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند و سپس با برجسته کردن اقدامات شنیع
جریان تکفیری نظیرِ «جویدن جگر انسان های به قتل رسیده»، اصل اسلام را در افکار
عمومی جهانیان، زشت جلوه دهند. شمایی که همچنان با چنین گفته های در قدرتی
قرار دارید که برای نقض هر حقوق انسانی که می تواند خطری باشد برای شما حقی نمی
شناسید بجز نقض حقوق بشر برای به رسمیت دانستن حق خود.
آقای خامنه ای سالهاست که از خداوند می خواهم تا توانی به
من بدهد که دیگر برای جزای گناهانت دراین دنیا و نابودیت دعا نکنم.