خرمشهر، ماهان محمدی
خرمشهر، جنوب و گرما و نم شرجی و بوی اروند، شهر بندر و بلم و نخل و درخت کُنار، شهر تنور و ماهی صُبو و زير پل و صدای نی همبون، خرمشهر، توپ پلاستيکی و دو گل کوچيک و صورت های سبزه مهربان ، شهر کولر گازی و خواب بعد خوردن صُبور و عيد و مسافرهای نوروزی با قيافه های خوشحال و دوربين های پراز عکس و لب شط و بازار سيف و صفا و ماهی فروش ها، خرمشهر، راه آهن و رفتن به تهران و مشهد ، شهر گمرک و کشتی های خارجی و بيسکويت های داخل جعبه های فلزی و حصيرهای خيس بعد از باران پشت پنجره ها ، خرمشهر، استاديوم و تيم رستا خيزش ، پادگان دژ و سربازهايش ، خرمشهر، جنگ عرب وعجم ، پل نو و شلمچه و غروب غم بار بيست ونهم شهريور پنجاه ونه و گلوله های داغ توپ عراقی و صدای شيون و جيغ آتش نشانی و آمبولانس ، خرمشهر، قطع آب و برق و صدای شنی تانک های متجاوز در گوش خانواده مضطرب ، خرمشهر، سرباز و جوان های بی فشنگ و تشنه لب و جنگ تن به تن و فرو رفتن سرنيزه کلاش در قلب و شهيد افتاده کنج خانه ويران ، خرمشهر سقوط و پل شکسته و چشم های گريان و پرچم عراق وهل هله صدام و بغداد از تکرار قادسيه و غارت و جنايت ، شهر کوچه های تاريک و خراب و ساکت زير پوتين سربازهای عراق ، خرمشهر، پانصد وهفتاد وهشت روز مُحمره بودن و بی تابی در اسارت برای شنيدن صدا و بوی ايرانی و باز هم خرمشهر شدن، خرمشهر، آوارگی همشهريها در غربت آشناها ، خرمشهر، ايران دلشکسته و خروش ملت و سرباز و جوان جان برکف و چشم های منتظر به راهش ، خرمشهر، تن زخم دار ورنجورش ، خاک تب دارو سرخش ، بوی آشنای تکيه داده در سايه ديوارهای خراب و تنه سوخته درخت های نخلش ، خرمشهر، يادگار گفتمان جنگ و جنگ طلبی و يادآور شعار نفرينی جنگ جنگ تا پيروزی ، خرمشهر بوی درهم خون و سرب وباروت در زير سايه جنگ ، خرمشهر، پيکر زخم دار و غرور پای مال شده زمان و خاطرهای محو شده در عبور چرخ سنگين مرگ بار جنگ ، خرمشهر و سوم خرداد و ...آزاد شد.
ماهان محمدی
http://news.gooya.com/politics/archives/2014/05/180226.php
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر