۱۳۹۳ خرداد ۱۹, دوشنبه

خمینی در چهار اپیزود

« خمینی ، در چهار اپیزود و سه خط »

 
گاهی گریزی از حقیقت حضور همیشگی گذشته در هرلحظه از زمان حال نیست حقیقتی که باعث نگاه به عقب و تاریخ گردی و بازخوانی وقایع گذشته میشود ، نگاهی از دور به آنچه واقع شده تا شاید امکانی ایجاد کند برای تامل بیشتر در رفتار و لحظات آینده و شاید ساختن خوشی ها و در امان ماندن از تکرار زجرها.

" زخم های گذشته در گذر زمان التیام پیدا میکنند بدون آنکه اثر آنها از بین برود " هگل.


امروزچهاردهم خرداد ماه هزار و سیصد و نود ویک در راه برگشت از فرودگاه و بدرقه یک دوست هستم ، این شروع یکی از صفحه های دفترچه خاطرات است که اینطور ادامه پیدا میکند ، به عوارضی که رسیدم جلال و جبروت بارگاه امام راحل طوری مجذوبم کرد که تصمیم گرفتم برای اولین بار سری به مرقد مطهر بزنم ، وارد که شدم هنوز شلوغ بود ، ناخودآگاه بیاد منظره پیش از این بنا افتادم ، زمینی بایر که بخشی از گورستانی بود که نامش بهشت زهرا شد ، جایی که شاهد اتفاق های زیادی بود ، از گریه و شیون و زاری گرفته تا کف و سوت و شعار الله اکبر و ماوای شهید گمنام و سردار لشگر و انقلابی و مخالف و سردخانه سیار و خیل سیاه پوشان ، و حالا مرقدی با این وسعت بر روی قبری به آن کوچکی برای مردی به آن بزرگی، که بدنبال زنده نگه داشتن اسلام بود و به فکر تنگدستی مستضعفین و آب و برق مجانی و تودهنی به استکبار. مردی که بدنبال آباد کردن کشور بود و نه پر کردن قبرستان ها. مردی که زندگیش به یکباره در چهار اپیزود در پیش چشمانم قرار گرفت.

«یک ، ایران قبل از انقلاب»


مردی که برای رضای خدا وبرپایی اسلام شاه را نصیحت کرد وگفت:ای آقای شاه، دارند "اغفال می کنند تورا! احکام اسلام ارتجاع است؟ چرا نشر اکاذیب می کنید؟و گفت ما با اسرائیل وبهائیها مخالفیم.

 
و در سال 1341 به حضور همایونی نوشت:«حضور مبارک اعلیحضرت همایونی
 
پس از اهداى تحيت و دعا، به طورى كه در روزنامهها منتشر است، دولت درانجمنهاى ايالتى و ولايتى، «اسلام» را در رأى دهندگان و منتخبين شرط نكرده؛ و به زنها حق رأى داده است. بر خاطر همايونى مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام و آرامش قلوب است. مستدعى است امر فرماييد مطالبى را كه مخالف ديانت مقدسه و مذهب رسمى مملكت است از برنامههاى دولتى و حزبى حذف شود.

و گفت: «وظيفه دينى همه ماست كه بگوييم و بخواهيم كه قانون شركت نسوان در انتخابات ، انجام نشود. اگرتمام دنيا- يكطرفه- بگويند: بايد بشود! من يكى مىگويم: نبايد بشود. اين كشور، قانون اسمىاش قانون امام جعفر صادق است و بايد تا موقع ظهور امام زمان، اين قانون باقى بماند.


« دو، فرانسه در تبعید »
پاریس خمینی: «بشر در اظهار نظر خودش آزاد است

«اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است

«مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند

«در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند

«یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است

«برنامه ما تحصیل استقلال و آزادی است

«حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است

«دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم

«اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است

«نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است

«اما شكل حكومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینكه متكی به آرای اكثریت است

«حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق

«شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه‌جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوری‌ها

«ولایت با جمهور مردم است

«در این جمهوری یك مجلس ملّی مركب از منتخبین واقعی مردم امور مملكت را اداره خواهند كرد

«عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود

«رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد

«اختیارات شاه را نخواهم داشت

«من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت

«من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم… لکن من در خود دولت نقشی ندارم

«ما به خواست خدای تعالی در اولین زمان ممكن و لازم برنامه‌های خود را اعلام خواهیم نمود، ولی این بدان معنی نیست كه من زمام امور كشور را به دست بگیرم و هر روز نظیر دوران دیكتاتوری شاه، اصلی بسازم و علی‌رغم خواست ملت به آنها تحمیل كنم. به عهدة دولت و نمایندگان ملت است كه در این امور تصمیم بگیرند، ولی من همیشه به وظیفة ارشاد و هدایتم عمل می‌كنم

«علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند.این حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود

«من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت

«مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند، و لیکن من شخصاً نمی‌توانم در این تشکیلات مسئولیت خاصی را بپذیرم و در عین حال همیشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظیفۀ ارشادی خود را انجام می‌دهم

«من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغلشان چیز دیگری است

«من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمی‌كنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم

«حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد

«قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد

«باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد

«حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ی آن است. هیچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ی اسلام ملاحظه‌ی حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور

«اسلام، هم حقوق بشر را محترم مىشمارد و هم عمل مىكند. حقّى را از هیچ‌كس نمىگیرد. حق آزادى را از هیچ‌كس نمىگیرد. اجازه نمىدهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند

«باید اختیارات دست مردم باشد. هر آدم عاقلی این‌ را قبول دارد که مقدرات هرکس باید در دست خودش باشد

«ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه‌اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم

«ما وقتی از اسلام صحبت می‌كنیم به معنی پشت‌كردن به ترقی و پیشرفت نیست. ما قبل از هر چیز فكر می‌كنیم كه فشار و اختناق وسیلۀ پیشرفت نیست

«دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود

«در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود

«ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند

«حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر

«حكومت اسلامی، حكومت ملّى است. حكومت مستند به قانون الهى و به آراء ملت است. این‌طور نیست كه با قلدرى آمده باشد كه بخواهد حفظ كند خودش را، با آراء ملّت مى‌آید و ملّت او را حفظ مى‌كند و هر روز هم كه برخلاف آراء ملّت عمل بكند قهراً ساقط است

«تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند

«اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود

«تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند

«از یهودیانی که به اسرائیل رفته‌اند دعوت می‌کنیم به وطن خود بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد

«اسلام جواب همۀ عقاید را به‌عهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق‌ها را با منطق جواب خواهد داد

«در حکومت اسلامی همۀ افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند

«جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت

«ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند

«این که می‌گویند اگر اسلام پیدا شد زنان باید توی خانه بنشینند و قفلی بر آن زده دیگر بیرون نیایند تبلیغات است. زن و مرد همه آزادند که به دانشگاه بروند. رأی بدهند. رأی بگیرند. ما با ملعبه بودن زن و به قول شاه: «زن خوب است زیبا باشد» مخالفیم

«اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خود پایه گذار آزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است

«زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند

«زن‌ها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی كه علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین كرده است


و حاصل تمام این گفته ها که نتیجه زندگی پاریسی بود ودرهمان نفلو شاتو هم جا ماند، چیزی نشد جز ولایت مطلقه فقیه و رهبری با اختیارات فرماندهی کل قوا و قدرت عزل و نصب هر مسئول و مقامی، و جمهوری اسلامی که تنها گزینه برای رای دهی بود آنهم نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

« سه ، ایران دوزدهم بهمن ماه پنجاه و هفت بهشت زهرا»
خمینی که تصویرش به ماه رفت ، مردی که امام شد هنگام ورودش به ایران گفت: «ما پنجاه سال است که در اختناق به سر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، ... من دولت تعیین می‌کنم، من تو دهن این دولت می‌زنم، من دولت تعیین می‌کنم، ...


امامی که حکم و حدود الهی را در ید با کفایت گذاشت تا او را پنج روز بعد از بازگشت از پاریس حاکم شرع کند تا کمتر از شش ماه تقریبا ۵۵۰ نفر بنابر حکم او و بدون اینکه فرصتی برای حضور وکیل و دادستان در اختیارشان قرار بگیرد، محکوم به ‌اعدام شوند.

امامی که مشی حکومت را بر اساس گفته هایش در پاریس چنین تعریف کرد« جمهوری اسلامی نه یک کلام بیشتر و نه یک کلام کمتر» و گفت«مردم برای «جمهوری» نمی آیند به شهادت برسند، مردم برای «اسلام» می گویند ما شهید می خواهیم بشویم
مردی که در مورد اشغال سفارت آمریکا گفت: « این خواست تمام ملت مابوده »

امامی که نامه ای به گورباچف نوشت واو را به اسلام دعوت کرد و گفت: «جناب آقاي گورباچف، مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست، مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است

امامی که نه ولایت میخواست و نه حکومت و سیاست و گفت: «من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغلشان چیز دیگری است

امامی که در مقابل استکبار جهانی با اتکا به خدا و اسلام گفت: « انگلیس از آمریکا بدتر است.آمریکا از اسراییل بدتر است.شوروی ازانگلیس و آمریکا بدتر است.اسراییل هم از آمریکاست و آمریکا از همه بدتر است

امامی که به حق اسوه ایستادگی بود در باره جنگ گفت: « هر روزما در جنگ برکتی داشته ایم، با تمام قدرت، بیست سال هم این جنگ طول بکشد ما ایستاده‌ایم.. . ، و گفت: "جنگ نعمت است " »


« چهار، پایان جنگ و جام زهر و ارتحال »
مردی که آمد و امام بود و ولی فیقه و رهبر شد و در مقابل استکبار ایستاد امامی که امروز در مرقد مطهرش بودم بارها شنید که تشنگان امامتش فریاد میزدند " حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله " و او میگفت:همه احزاب یک حزب است؛ حزب‌الله ، حزبمان را حزب الله کنیم ، خودمان را جز حزب الله قرار دهیم.. .اگر کسی انحرافی دید به آقایان اطلاع دهد.

امامی که قرار بود قدس را از طریق کربلا آزاد کند و اسرائیل را نابود، دراوج مقاوت و ایمان در پایان پیروزمندانه جنگ گفت: خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانوادههاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیدهام،« و احساس شرمسارى مىکنم. »

امامی که در وصیت نامه اش چنین فرموداسلام و حكومت اسلامی قدرت آن دارد كه قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بكشد وانسانها را به كمال مطلوب خود برساند. و مكتبی است كه برخلاف مكتبهای غیرتوحیدی ، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد.


و این دکترین مردی بود که با تمام وجود و ایمان به اسلام از هر مخالفت و اعتراضی برای جلوگیری از تصویب حق زنان در مشارکت سیاسی و حق رای برای آنان فروگذار نکرد و همین سرآغازی بود برای امام شدنش تا بعد از پانزده سال دوری از کشور با ایمان و اتکا به مردمی که او را به ماه بردند، آنچه نتوانست در مدت غیبتش انجام دهد به سرانجام برساند تا بعد از گذشت یازده سال از بازگشت به ایران زمانی که با قلبی مطمئن به دیار آخرت رفت ثمره گفته ها و ایمان و اعتقاد راسخش به اسلام و سَنتز ولایت مدارش بیش از چند هزار اعدامی و دویست و سیزده هزارکشته در جنگ و سیصد و نود و هشت هزرارو پانصد معلول و نزدیک به دوازده هزار مفقود الاثر و سالانه فرارهزارو پانصد نخبه از کشور وچند هزار آوره در کشورهای دیگر وزندان هایی که هیچ گاه از مخالفان خالی نبوده باشد وچوبه های داری که هنوز هم در حال گرفتن جان انسان هاست.
امروز کنجکاو به گورستانی رفتم که حرمی در آن بنا شده با نام مرقد مطهر، که گفته های صاحب آن، حکم اعدام پدرم شد ، امروز روبروی سنگ قبری ایستادم تا بپرسم، چرا مزار برادرم که ابتداء نامش با رنگ قرمز نوشته شده شهید آنقدراز پدرش دوراست، و در کنار مرقد تو بیگانه و ناپیدا؟ امروز در حالی روبروی آن سنگ ایستاده بودم که نه کینه ای در خود احساس میکردم و نه خشمی، تنها افسوس بود و افسوس از آن همه گفته که چیزی بجز ویرانی و کشتار و ترور و آوارگی و تبعید و زندان و سیاه پوشی و سیاه روزی و چوب و چماق و آقا زادگی در بر نداشته. همان گفته هایی که این سرآغاز را برای بیان احساس بازگشت به ایران داشت؛ " هیچ " سرآغازی که از همین قبرستان و در زمین مردگان برای زندگان با این گفته ها شروع شد «ما در اين مدت مصيبتها ديديم؛ مصيبتهاي بسيار بزرگ مصيبتهاي زنهاي جوان مرده، مردهاي اولاد از دست داده، طفلهاي پدر از دست داده. من نمي‌توانم تشكر از اين ملت بكنم كه همه چيز خودش را در راه خدا داد.

امروز در مقابل سنگی ایستاده بودم که نامش برفرودگاهی است که شاهد بدرقه دوستی بود که در سایه گفته ها و این نام برای همیشه از ایران رفت تا هنوزهم اجرا شود آنچه که در مورد دانشگاه گفت: «باید جلویشان را بگیرید. مسائل را به آن‌ها بگویید؛ در دانشگاه بنویسید، منتشر کنید. کسانى که برخلاف این هستند، بروید یکى یکى پیش آن‌ها، بروید بگویید شما اینکاره هستید. شما چه مى گویید باز به ما؟ چطور مى خواهید یک دانشگاه را در دست بگیرید در صورتى که اخلالگر هستید؟ یک اخلالگر دزد که نمى تواند دانشگاه را اداره کند…» این دوست رفت چون این گفته ها حتی بعد از سی و پنج سال هنوز جایی برای اودر این کشورباقی نگذاشته،رفت تا اینبار از هزارن کیلومتر دورتر شاهد هیاهوی میراث خواران خمینی باشد، موروثانی که اینک در خط سوم خمینی خواهی از هر ترفند و فرصت بیان وچرخش قلمی استفاده میکنند تا ابتدا دامان و دست های روح خدا خمینی بت شکن از آلودگی به هر خطا و خونی پاک شود و بعد از آن این نام را که هنوز سختی کلام وخشم و کینه همیشگی نگاهش یادآور زندان و اعدام وجنگ و پاکسازی وسانسور و خفقان و تولید تروریسم است به بتی تمام عیار برای جانشینی الله همیشه غایب تبدیل شود ، تا در کشمکش بدست آوردن سهم بیشتر از قدرت خود را تنها مرید وفادار به آرمان های او بدانند و به نشان حق خواهی و راستی کلام خود به بیانات پر بارش استناد کنند و با عنوان امام اینرا گفت وامام راحل آن نبود که میگفت واین را نمی خواست و قرارنبود که بشود، بازهم در پی تکرار تاریخ هستند و بدنبال ایجاد شعبه جدیدی در درون نظام ولایی ومرکز شیعه گری جهان تا یادآور ذکاوتمندی ایرانیان در صدر اسلام شوند که چگونه به هواخواهی از علی رفتند و او وبخشی از تاریخ اسلام و شبه جزیره را به نفع خود مصادره کردند، اینان اساسا واژه اصطلاح طلبی را هم برساخته از صدر اسلام و مقابله با ظلم بنی امیه میدانند ، اینان با پاکسازی و باسازی نام خمینی در پناه کهنه کاریزمای این بتِ بت شکن به زعم خود به دنبال مشت کوبیدن به ستون خمیه معاویه هستند ، غافل از اینکه خود بخشی از همین خیمه اند وپروده شده از قدرت سیمین حاکم دورنشین شام که در تهران جا گرفته، واز نام خمینی و میراث او که در کلام قانون وشوارای نگهبان خود را زنده نگه داشته، قرآن برسر نیزه کرده وبدست سپاهیاننش داده، تا در صورت عبورهر مخالف و جنبنده ای از خط قرمز ولایت امر، قرآن ونیزه را یکجا به حلقوم هر منتقد و دگر خواهی فرو کنند.


تاریخ تکمیلی این وارثان که براستی جانشینان سیادت خلفای شام وبغداد و کوفه و امویان وعباسیان وعلویان هستند، با ظهور جنبش سبز وباز شدن باب فتنه گری وبلوای جریان انحرافی که بی شباهت به خوارج نهروان نبود کامل شده و صفحه پر بار دیگری در تاریخ سیاست این سرزمین ثبت کرده، سرزمینی که همین بت پرستان وبت سازان با آن چنان کردند که بعضی مردمانش از بودن با نام او بی زار وشرمگین هستند ومنکر ایرانی بودن و در خفا و آشکار با سلاح و قلم بدنبال فسخ قرارهای جمعی وملی هستند، در این اوضاع شکننده و شتاب واگرایی اجتماعی و صدای جنگ طلبی عده ای دیگر که از سر ناامیدی و واخوردگی از فرهنگ اصلاحات و درد غربت و نا امیدی از امکان هر تغییر سیاسی دموکراتیک در نظام متکی به نیابت بر حق امام زمان چاره ای بجز موشک کروز نمی بینند، این مدعیان خمینی پاک و مطهر بدنبال ساخت روح القدسی دیگر هستند که از بطن شریعت اسلام سیاسی متولد شده، تا شاید با این تدبیر کمی به خوان خلیفه مسلمین نزدیک تر شوند، این جریان سوم خمینی پرستی با نظریه پردازانی که دارد، خود را در مسیر خط روح الله اینطور تعریف میکند.

1- حاکمیت امنیتی- نظامی ولی امر مسلمین ، سپاه-خامنه ای، خامنه ای-سپاه، که خود را ادامه گفتمان ولایت مداری ومالک انقلاب میداند، منحرف از خط امام متبرک است، چرا که دیگر به آرمان های امام راحل وفادار نیست و اصل « همه مفسد فی العرض هستند مگر عکس آن ثابت شود » پیر جماران را بطور کامل اجرا نمیکند.

2-هر تفکر تغییر خواهانه و منتقد ومعترضی، یا زیر مجموعه و معلول حضور گفتمان اصلاح طلبی است یا برانداز وضد انقلاب به معنای مشی مسلحانه و خشونت خواهانه و یا ماتریالیست بی خدا و کافر، یا وابسته به غرب و منحرف از خط امام و منافق.

3- این مدعیان خط سوم که براستی از وفاداران خمینی و انقلاب اسلامیستی شده توسط اوهستند و بعضا با نقش های مصلح دینی و مدافع حقوق بشرهم به صحنه میآیند ، خود را تنها وارث برحق و شرعی و قانونی میراث خمینی میدانند و به هر قیمتی بدنبال زنده نگه داشتن راه اوهستند ، وحاضرند برای حفظ آبروی نظام مقدس برجا مانده از امام شرمسار راحلشان بدون ذره ای نگرانی از افکار عمومی، بشر را به خودی وغیرخودی تقسیم کنند، اینان استراتژی خود را برای مقابله با قدرت خامنه ای، اثبات وفاداری به آرمان های خمینی تعیین کرده اند و از هر فرصتی برای تطهیر و علم کردن نام خمینی باز تعریف شده در مسیر چانه زنی بر سر قدرت با خامنه ای استفاده میکنند و خود را مدافع خون شهدا و حقوق مومنان خط اول خمینی میدانند و جمهوری اسلامی را همان نه یک کلمه بیشتر ونه یک کلمه کمتر میخواهند واصلا حات هم به همین منظور و برای باز گشت به دوران طلایی امام امت در حرکت است.

4- این ها با اتکا به کوتاه بودن حافظه عمومی بدنبال جعل تاریخ و سند برای ساختن امام خمینی پالایش و به روز شده هستند، کاری که بی شباهت به جعل حدیث و آیه در صدر اسلام و تاریخ تفکر سازی برای شخصیت ها ی آن زمان اسلام نیست.

دراین بین شاید یکی از نکته هایی که این نظریه پردازان خط سوم ندیده اند وجود تفکر و جریان تجدید نظر خواهی بدون خشونت است که ریشه در تاریخ تمدن جهان بدور از اسلام دارد تا چه رسد به مفهوم اصلاح طلبی مصادره شده توسط نئو خمینی ست ها، رویزیونیسم ایرانی که نشانه های بومی آن را میشود در تاریخ جنبش های مزدک و مانی دید ، در این زمان قائم و قائل به محدوده مرزهای جغرافیایی نیست و با هر مظهر و نماد تقدس سازی ومرده پرستی و بنده پروری در هر قواره و پوششی سر ناسازگاری و اعتراض دارد، چه کورش باشد و ناسیو نالیسم، چه فاشیسم قومیتی باشد به بهانه زبان مادری، چه لنینیسم و یکسان سازی، چه کاپیتالیزم و ملیتاریزم و چه پادشاه و شاهزاده و خمینی و خمینی زادگی و حرم وامامه ومرجع تقلید و مصلح دینی و اسلام والله.

امروز در مرقد مطهر چیزی به جز سردی بتون و سنگ مرمر و قفسی آهنی حس نکردم که برایم تداعی همخوانی آن کلام و گفته ها با این بنا بود و زندگی آدمی که تنها برای مردن و مرگ انسان ها زندگی کرد و زنده نگه داشتن اسلام.

"در دَوران جبر زمان ، زندگی یعنی مجبور نشدن ومجبور نکردن


ماهان محمدی

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر