۱۳۹۲ دی ۲۰, جمعه

پرواز

تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۱, ساعت ۶:۳۹ بعد از ظهر
توصیف ماهان محمدی از نوشته های ژیلا بنی یعقوب در باره اوین
جرس: ماهان محمدی، یکی از زندانیان بند 350 زندان اوین که به تازگی از کشور خارج شده در توصیف نوشته های ژیلا بنی یعقوب از زندان، متنی را منتشر کرده است. وی در بخشی از این متن آورده است:  "شاید نیازی به این گفته نباشد، اما می شود دید که زندان چطور باعث شکوفا شدن آنهمه احساس لطیف و انسانی می شود که ژیلا را بخاطرش به زندان کشیده."
متن کامل این نوشته به نقل از سایت ندای سبز آزادی، در زیر می آید:

پرواز
.. چقدر قشنگ زندگی را به توصیف می کشد، این قلم ژیلا.
چرا می توان فکر کرد دیوار و میله توان محبوس کردن اینطور ذهن و قلمی را دارد؟
اینکه دارد آنقدر سبک و راحت از بالای آنهمه حصار پرواز می کند!
عجب؛ شاید نیازی به این گفته نباشد، اما می شود دید که زندان چطور باعث شکوفا شدن آنهمه احساس لطیف و انسانی می شود که ژیلا را بخاطرش به زندان کشیده.
اگر در این وانفسای در هم لولیدگی غرق حیرت می شود بی ثمر کسی مثل من، از این چنین ورای کالبدی چطور باید تاب تحمل داشته باشد بی بنیانی مانند جمهوری اسلامی.
در سرزمین عشقی که بال های ژیلا را می سازد کسی رهبر نیست، کسی زندانبان نیست، دیوارها نمی توانند به آن بلندی باشند که روبروی پرواز بایستند.
بنازم این پرواز را. که آهنین احوالان زره پوش گمان بر حبس آن دارند، غافل از آنکه این پولادین روان ها با چنان پیچ و تاب موزونی، به زیبایی رقصی رویاگونه . از روزنه ها ی بتن و آهن می گریزند که تنها باید در خلسه به تماشای این پرواز بی همتا نشست که ققنوس افسانه را، حیاتی ورائی می دهد، بنازم بنازم این پرواز را.
ببین، دیوارساز زندانی، چنان ذوب می کند گرمای عشق درون آن دیوارها که تو ساخته ای، تمام آن حائل ها را، که بطوری در هم می آمیزد سردی قطرات باران را با زیبایی صدای دل انگیزش که هر جنبشی در شهر را به حضورش می آورد.
خوب ببین، سپاه عشق بازان در مقابل داری، دخمه گزین، بگیر گوش هایت را، بگیر، از این بانگ، در کدام تو در تویه میله و آهن و بتن هستی زندان ساز زندانی.
حمیدرضا (ماهان) محمدی
20 دی 1391
http://www.rahesabz.net/story/64852/
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر