تقاطع- یوحنا نجدی: متهمان اعتراضهای بعد از انتخابات سال ۸۸، در نخستین ملاقاتهایشان از حضور یک زندانی سیاسی قدیمی در بند ۳۵۰ خبر دادند که نزدیک به پنج سال را بدون مرخصی و در سکوت خبری در زندان سپری کرده بود؛ او کسی نبود جز “ماهان محمدی” که سال گذشته در شرایطی که بعد از هفت سال و هفت ماه در مرخصی به سر میبرد، از کشور خارج شد و هماکنون در کشور ترکیه به عنوان پناهنده روزگار خود را سپری میکند. درباره روند اخیر آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی و عملکرد نهادهای حقوق بشری درباره زندانیان سیاسی “گمنام” با آقای محمدی به گفتگو نشستم؛ او اینک سخت دغدغهمند این دسته از زندانیان سیاسی است، هرچند کمی دور از وطن.
تقاطع: آقای محمدی؛ بسیار ممنون به خاطر فرصتی که در اختیار «تقاطع» قرار دادهاید. به عنوان نخستین پرسش، بسیار مایل هستم کمی درباره پرونده خودتان برای خوانندگان ما توضیح بدهید؛ علت بازداشت شما چه بود و دقیقا چه مدت را در زندان سپری کردید؟ الان چه شرایطی دارید و مشغول چه کاری هستید؟
من در تاریخ سیزدهم اسفند ماه ۱۳۸۳ در تهران در منزل به اتهام کلی “اقدام علیه امنیت ملی” به دلیل «عضویت در گروههای غیرقانونی و معاند با نظام»، «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به مقدسات» دستگیر و طی دو نوبت محاکمه به یازده سال و شش ماه زندان محکوم شدم که پس از گذشت هفت سال و حدودا هفت ماه، در مرخصی به طورغیرقانونی از کشور خارج شدم. در حال حاضر مدت ده ماه است که در کشور ترکیه منتظر تعیین تکلیف درخواست پناهندگیام هستم. در این مدت به دلیل نداشتن اجازه کار، بیشتر وقتم را به مطالعه و گاهی اوقات نوشتن اختصاص دادهام.
تقاطع: پیش از سفر آقای روحانی به نیویورک، شماری از زندانیان سیاسی که تقریبا تمامی آنها ماههای پایانی حبس خود را میگذراندند، آزاد شدند که با تبلیغات بسیاری همراه شد. به نظر شما، آزادی این زندانیان در آستانه این سفر، چقدر دارای مصرف داخلی و چقدر برای اهداف خارجی صورت گرفته بود؟
با تقریب بسیار بالایی آزادی این تعداد کم از زندانیهای سیاسی با هدف تلطیف فضای سفر آقای روحانی و به مثابه پیغامی برای جامعه بینالملل انجام شد. ببینید، دولت آقای روحانی به دنبال حل مناقشات سیاسی داخلی و خارجی است و از این رو، این اقدام با کمترین تردید، رفتاری «تماما سیاسی» با مصرف در روابط خارجی و معطوف به سیاستهای کلی نظام بوده است و نه فقط به دلیل حضور آقای روحانی در مقام ریاست جمهوری.
تقاطع: اخیرا رییس قوه قضائیه اعلام کرده که آزادی شماری از زندانیان سیاسی ارتباطی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر نداشته است. با توجه به این اظهارات، فکر میکنید که آقای روحانی به عنوان رییسجمهور تا چه حد میتواند برای آزادی زندانیان سیاسی اقدامهای موثری انجام دهد؟
ابتدا اینکه با گفته رییس قوه قضائیه در مورد عدم ارتباط آزادی برخی از زندانیان سیاسی با روی کار آمدن آقای روحانی موافق هستم چون این رویه، پیش از این هم سابقه داشته و الزاما مربوط به حضور و سیاستهای آقای روحانی نیست.
نظام جمهوری اسلامی به دلیل تفکیک قوا یعنی قضاییه، مجریه و مقننه نشانههایی از یک نظام دموکراتیک را دارد اما واقعیت این است که تمامی این نهادها، در زمان ضروری میبایست هماهنگ و همسو با هم، تابع مصلحت و سیاستهای کلی نظام باشند که آن هم چیزی جز «بقای نظام» نیست.
به نظر من، آنچه در حال حاضر در تغییر رویکرد نظام وجود دارد حاصل «اعمال تحریمها» و شرایط و چیدمانهای جدید ژئوپلوتیک در منطقه و اراده قدرتهای جهانی است که در زمان کنونی با اولویت «حفظ نظام»، در قالب «دولت اعتدال» بروز یافته است. مهمترین هدف دولت کنونی هم تلاش برای حل مناقشات خارجی به ویژه پرونده هستهای به عنوان «هدف استراتژیک» و لغو تحریمها در مرحله بعدی است. به همین دلیل، شاید تصوری از استقلال و رویکردهای فردی یا گروهی توسط دولت آقای روحانی برای تغییر رویه در سیاستهای خارجی نظام، دوراز واقعیت باشد.
تقاطع: نخستین اطلاعرسانی درباره وضعیت شما در زندان اوین، با زندانی شدن شماری از فعالان سیاسی بعد از حوادث سال ۸۸ صورت گرفت و اخیرا آقای بهمن احمدی امویی نیز شمار زندانیان سیاسی را بالغ بر ۱۰۰۰ نفر تخمین زد. شما تعداد زندانیان سیاسی گمنام را چه تعداد تخمین میزنید و آیا خودتان هم احساس میکردید که جزو زندانیان گمنام هستید؟
به هر حال، آمار دقیقی از زندانیان سیاسی در دست نیست اما از آنجایی که آقای بهمن احمدی امویی از معدود افرادی هستند که همواره دغدغه زندانیان سیاسی و زندانیان گمنام یا کمپناه را دارند، میشود با اطمینان زیادی به تخمین آقای امویی استناد کرد.
اما نکته مهم، تفکیکی است که در بین خود زندانیان، به شکل دستهبندی کردن زندانیان به امنیتی و سیاسی و خودی و غیرخودی در مورد زندانیانی که منتسب به جریانهای دیگر و یا حتی معترضان اجتماعی که به هیچ جریان یا حزب خاصی وابسته نیستنند، اعمال میشود. این خطبندیها متاسفانه منجر به محروم شدن زندانیان بیپشتوانه از لحاظ سازمانی و تشکیلاتی از امکانات رسانهای میشود؛ یعنی امکاناتی که معمولآ در اختیار گروههای سیاسی شناخته شده قرار دارد. رویکردی که متاسفانه حتی گاهی اوقات در عملکرد مجموعههای حقوق بشری هم دیده میشود که همین امر دلیل اصلی گمنام ماندن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی است که اتفاقا دارای محکومیتهای سنگینی هم هستند.
واقعیت در مورد خود من هم همین بود؛ من از سال ۱۳۸۴ که به بند عمومی منقل شدم با دوستان زیادی آشنا شدم که بعضی از این افراد فعال حقوق بشر هم بودند اما چه دوستانی که زندانی سیاسی محسوب میشدند و چه فعال حقوق بشر، با اینکه هر دوی این مجموعهها در دوران زندان و بعد از آزادی، از امکان اطلاعرسانی برخوردار بودند اما تلاشی برای خبررسانی در باره من انجام ندادند.
از جایی که خانواده من هم از همان ابتدای دستگیریام تهدید شده بودند که در صورت اطلاعرسانی شدت عمل بیشتری در مورد من اعمال خواهد شد، خبر آنچنانی درباره من به بیرون از زندان منتقل نشد و حتی بعضی از نوشتههای من هم که در حال حاضر در وبلاگم هستند و از سال ۸۵ شروع به نوشتن آنها کردم، منتشر نشدند. به همین دلیل سال ۸۸ که گروهی از متهمان حوادث بعد از انتخابات، به زندان وارد شدند از پنج سال زندانی بودن من به طور ناشناس تعجب میکردنند. برای اولین بار و به طور وسیع در سال ۹۰ و در زمان اولین مرخصی بعد حدود شش سال و تقریبآ شش ماه توسط خانم ژیلا بنییعقوب و خانم مسیح علینژاد به فضای عمومی معرفی و به نوعی از گمنامی خارج شدم.
تقاطع: به نظر شما، نهادهای حقوق بشری داخلی و بینالمللی چگونه میتوانند در روند آزادی زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان گمنام نقش موثری ایفا کنند؟
مطمئنآ نهادهای فعال در زمنیه حقوق بشر به خصوص نهادهای خارجی امکان تاثیرگذاری زیادی در روند معرفی و احیانا آزادی کمی زودتر زندانیان سیاسی گمنام دارند، اما نهادها یا مجموعههای فعال حقوق بشر داخلی متاسفانه در اکثر موارد با سوگیریهای سیاسی درباره زندانیهای سیاسی فعالیت میکنند و حتی در بعضی موارد، «بُرد رسانهای» پرونده یا فرد است که فعالیت این مجموعهها را تعیین میکند. این عامل در کنار فشارهای امنیتی از سوی حکومت، یکی از عواملی است که باعث گمنام ماندن برخی از زندانیان سیاسی میشود تا جایی که گاه حتی سازمانها و نهادهای حقوق بشری خارجی هم از وجود آنها بیخبر میمانند.
تقاطع: چقدر فعالیتهای آقای احمد شهید را طی این مدت موثر ارزیابی میکنید؟ و آیا اقدامهای ایشان تاثیری بر وضعیت زندانیان سیاسی در ایران به همراه داشته است؟
به دلیل نقض مکرر حقوق بشر و حقوق شهروندی در ایران و عدم ضمانت اجرایی برای محکومیتهای پیدرپی جمهوری اسلامی در این باره، متاسفانه فشارها و گزارشهای مدافعان و نهادهای بینالمللی حقوق بشر و همینطور زحمات آقای احمد شهید، تاثیر چندانی بر شرایط زندانیان سیاسی نداشته است. در مدیریت جمهوری اسلامی، سیاستهای داخلی به گونهای تنظیم میشوند که همواره حدی از فشار و فضای امنیتی بر عرصه سیاسی و فعالان مدنی حاکم باشد چون در غیر اینصورت، جمهوری اسلامی با سرعت بیشتری به سمت استحاله و تغییر غیرقابل اجتناب پیش خواهد رفت.
اگر دنبال تاثیر بیشتر فعالیتها و فشارهای مجامع بینالمللی در ملزم کردن جمهوری اسلامی برای احترام گذاشتن به حقوق انسانها و قوانین بشردوستانه هستیم، به نظرم باید از «قطعنامههایی» با «ضمانت اجرایی» استفاده شود همانند رویکردی که در مورد پرونده هستهای جمهوری اسلامی، پیش گرفته شد تا این حکومت وادار به تغییر سیاستهایش در نگاه به انسان و احترام به حقوق شهروندی و حقوق بشر شود.
تاریخ انتشار 29 /مهر /1392
منتشر شده در تقاطع
http://taghato.net/article/3215
تاریخ انتشار 29 /مهر /1392
منتشر شده در تقاطع
http://taghato.net/article/3215
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر