۱۳۹۲ دی ۱۸, چهارشنبه

کارون

تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۸۹, ساعت ۹:۳۵ قبل از ظهر
نامه حمیدرضا محمدی به هم‌بندی تبعیدیش ضیا نبوی
جرس: حمید رضا محمدی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که خود سابقه زندانی بودن در کارون اهواز را داشته است، در سالروز تولد ضیا نبوی، یادداشت کوتاهی برای هم‌بند سابقش نوشته است.

به گزارش دانشجو نیوز، حمید رضا محمدی معروف به ماهان در تاریخ ١٧ اسفند ماه سال ۱۳۸۳ در منزلش در تهران دستگیر شد. همزمان با او دو برادر و یک خواهرو خواهرزاده‌اش نیز دستگیر شدند و همگی به بازداشتگاه ٢٠٩ منتقل شدند که پس از گذشت حدودا دو هفته تمامی کسانی که دستگیر شده. او در دوران بازجویی و محاکمه از داشتن وکیل (حتی وکیل تسخیری) محروم بوده است.

محمدی در شعبه چهاردهم بازپرسی امنیت به استناد مواد ۴٩٩ و ۵٠٠ به شش سال حبس تعزیری محکوم شد و برای بار دوم در تاریخ ٢٨ فروردین ماه سال ١٣٨٧ مجددا در شعبه ١٠۵٩ جزایی ویژه به استناد ماده ۵١٣، به پنج سال و شش ماه حبس تعزیری و پرداخت یک میلیون ریال جریمه محکوم شد که حکم صادره درتاریخ ٢٩اردیبهشت ماه ١٣٨٧ در زندان اوین به وی ابلاغ شد.

او در حالی وارد سال هفتم از دوران محکومیت خود می‌شود که تمام این دوران را بدون لحظه ای مرخصی در زندان گذرانده است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

از پشت دیوارهای بلند زندان اوین فریاد می زنم؛

” درود بر شرفت آزاد مرد و تولدت مبارک .
باید بدون احساس و منطقی ابتدا برای تان درباره وضعیت ضیا در زندان کارون اهواز سخن بگویم. من باید بتوانم امروز در سالروز تولد ضیا عزیزمان وضعیت او در زندان کارون را تشریح کنم. زندان کارون اهواز همان جایی است که حدود ۶۲۰۰ زندانی با جرایمی چون قتل، مواد مخدر، سرقت مسلحانه، آدم ربایی و … در ۹ بند و حتی در حیاط زندان به صورت کپری فقط زنده هستند. مصرف مواد مخدر و ابتلا به بیماریهای واگیر دارهمچون ایدز و هپاتیت در این زندان یک موضوع عادی تلقی می شود. حالا تصور کنید یک دانشجوی نخبه با حکم تبعید در این شرایط و در میان این زندانیان چه می کند ؟ فقط لحظه ای تصور کنید ؟هر چند می دانم .حتی تصورش برای شما که هر روز کوه ها ،خیابانها و دشتها را می بینید کمی دشوار است. راستی یادم رفت بگویم ضیا عاشق کوه نوردی و طبیعت است دیدن طبیعتی که مدتهاست از آن محروم شده است.

بگذریم … اما نمی دانم چرا یک حکومت باید به جایی رسیده باشد که با جوانانی مثل ضیا و مجید (دری )فقط به خاطر دفاع از حق تحصیل و فقط به خاطر حق مسلم هر شهروند برای ادامه تحصیل با حکمهایی که توسط قوه قضاییه رسمی این نظام صادر می شود. بااین ستاره ها چنین کند که امروز با ضیا و مجید کرده است. ضیا در کارون اهواز و مجید در بهبهان. ضیا از آن ادم‌هایی است که با تفکر و استعدادش در هر وضعیت و در هر جمعی تنها باعث تولید شعور و جلا دادن به محیط و اطرافش می شود.
او چه در زندان باشد و چه در تبعید و چه در دانشگاه و چه در خانواده فقط ضیاست. با دنیایی از مهر و محبت نسبت به همه. او یک ستاره درخشان است. ما در ۳۵۰ حتی لحظه ای تو را از یاد نبرده ایم. شنیدیم که گفته ای سعی می کنی زنده از زندان اهواز بیرون بیایی. چرا که اینجا واقعا وحشتناک است. این سخنان از طرف تو عمق سختی کشیدن هایت را به ما نشان داد. چون ضیا این سخنان را بر زبان آورده است. ضیا که در همه چیز فقط روشنی و نور می دید … تو در آنجا هم روشنی خواهی دید. می دانم.
من از قدرت اندیشه ضیا سخن می گویم. ضیا در هر جایی و در هر مکانی با قدرت اندیشه اش حبس و تبعید را شکست می دهد مجازاتهای نظام خاص گرای جمهوری اسلامی نیز برای او تنها به تولید اندیشه و به عینیت رسیدن مطالبات ذهن تحول خواهش منجر می شود. می دانم … قصد ندارم بیش از این بنویسم چرا که تو تبعید و زندان را شکست می دهی. حتی در شرایط غیر انسانی که برایت ایجاد کرده اند. فقط از پشت دیوارهای بلند زندان اوین فریاد می زنم:” درود بر شرفت آزاد مرد و تولدت مبارک.
”حمید رضا محمدی زندان اوین ، بند ۳۵۰
منتشر شده در " جنبش راه سبز"
http://www.rahesabz.net/story/29710/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر